تبلیغات |
زندگی
|
پست ثابت درکلبه ی کوچک قلبم برایت مرکبی از غرور و محبت مهیا می کنم تا تکســـوار ساحل بی انتهای عشقم گردی تو را به خـــدا سوگند می دهم به کلبه ی کوچک قلبم بازگردی!
سلام به همه اونایی که بهم سر میزدن ووبمو دیدن خواستم بگم خداحافظ برای همیشه امیدوارم همتون به ارزو هاتون برسین ما آدما همیشه صداهای بلندو می شنویم؛ پررنگهارو می بینیم و کارهای سختو دوست داریم غافل از اینکه خوبها آسون میان؛ بی رنگ می مونن و بی صدا می رن شاید آنروز که سهراب نوشت تاشقایق هست زندگی بایدکرد خبری از دل پردرد گل یاس نداشت باید اینگونه نوشت: هرگلی هم باشی زندگی اجباریست زندگی باید کرد...... گاهــــی یک انسان آنــقدر زیبا دلــــتنگی های تو را به تصویـــر میکشد که تو لازم نیست چیزی بگویی کافیست بنشینی،گوش کنی و بخوانـــــی...... شنیدن تپش های قلبـت مرذ کور
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می شد: "من کور هستم لطفا کمک کنید."
روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت؛ نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود.. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد، تابلوی او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز، روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم؛ لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچ وقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد: "امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!! " __________________ سلام عیدتان مبارک این دیوانگی است که .... از همه گل های رز به این سبب که خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است،متنفر باشیم.... رویاهای خود را رها کنیم،تنها به این خاطر که یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است.
عشق یعنی خون دل یعنی جفا عشق یعنی درد و دل یعنی صفا عشق یعنی یک شهاب و یک سراب عشق یعنی یک سلام و یک جواب عشق یعنی یک نگاه و یک نیاز عشق یعنی عالمی راز و نیاز
وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن ======================= عیب جامعه این است که همه می خواهند آدم مهمی باشند و هیچ کس نمی خواهد فرد مفیدی باشد ======================= ای عشق، شکسته ایم، مشکن ما را/ اینگونه به خاک ره میفکن ما را/ ما در تو به چشم دوستی می بینیم/ ای دوست مبین به چشم دشمن ما را رسم زمونه : تو چشم میذاری من قایم میشم .........اما تو یکی دیگه رو پیدا میکنی ====================== تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست ====================== عشق کلید شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود ====================== مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم
غیر از غم عشق تو ندارم , غم دیگر شادم که جز این نیست مرا همدم دیگر ===================== زدرد عشق توبا کس حکایتی که نکردم چرا جفای تو کم شد؟شکایتی که نکردم !!! ===================== گر هیچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نیست بگو راست بگو ===================== گر نرخ بوسه را لب جانان به جان کند حاشا که مشتری سر مویی زیان کند ===================== تو را برای وفای تو دوست می دارم******وگرنه دلبر پیمانه شکن فراوان است ===================== هر گز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را
گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم ------------------------------ رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند و...و من همچون غربت زدای در اغوش بی کران دریای بی کسی به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید بانوی دریای من... کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت
من اگر روح پریشان دارم
من اگر غصه هزاران دارم گله از بازی دوران دارم دل گریان،لب خندان دارم به تو و عشق تو ایمان دارم در غمستان نفسگیر، اگر نفسم میگیرد آرزو در دل من متولد نشده، می میرد یا اگر دست زمان درازای هر نفس جان مرا میگیرد دل گریان، لب خندان دارم به تو و عشق تو ایمان دارم من اگر پشت خودم پنهانم من اگر خسته ترین انسانم به وفای همه بی ایمانم دل گریان، لب خندان دارم به تو و عشق تو ایمان دارم |
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |